با درد و اندوه خانواده ی جنبش انقلابی مردم افغانستان را پایانی نیست؛
و بار دیگر مردم افغانستان یک انقلابی و فرزند راستین و یکی از بهترین های خود را از دست داد!
رفیق سلطانعلی کشتمند ازجمله دادخواهان اصیل جنبش چپ، عضو اصلی کميته مرکزی کنگره موسس و یکی از بنیاد گذاران فعال ح.د.خ.ا بود، که سال های درازی به خاطر آرمان های شریفانه ی حزب خود، بر ضد ارتجاع، استبداد و امپریالیسم، جسورانه رزمید ودربرابر دشمنان داخلی و خارجی هرگزکوتاه نیامد.
رفیق کشتمند،مبارز انقلابی راه آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی بود، که با صداقت تمام از دوران مکتب و دانشگاه در دفاع از منافع زحمتکشان افغانستان و جهان در کارزار مبارزه سیاسی گام گذاشت و بر ضد بیدادگری های نظام سلطنتی و رژیم خونتای حفیظ الله امین، ارتجاع سياه وسپيد داخلی و بیداد گران جهان با قلم و سخن به پا خاست و دراين راه،زندان و زجر و شکنجه را با استواری تمام بدوش کشید.
رفیق کشتمند دوران دانشگاه را در دانشکده حقوق و اقتصاد دانشگاه کابل به پایان رساند و وارد عرصه معلمی شد. با این حال او از همان اوان جوانی علاقمندیاش را به مسایل سیاسی نشان داد، زمانی که او دانش آموز لیسه غازی بود، وی دوران شورانگیز سیاسی و تحصیل را در این لیسه آغاز کرد.
بعد از انقلاب ثور ۱۹۷۸رفیق کشتمند از معدود اعضای حزب جناح پرچم بود که به عنوان وزیر پلان در کابینه تره کی باقی ماند. همکاری او با خلقیها دیری نپایید و او قربانی بدگمانی و توطئه حفیظالله امین شد.
رفیق کشتمند در جلد اول و دوم،صفحه 463 کتاب خود( یادداشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی) می نویسد:
«در شرایطی که به شیوه غیراخلاقی بدون هیچگونه گناهی مرا بازداشت کردند و در زندان افکندند، آن همه اهانت و شکنجه را که بر من روا داشتند، آن همه اتهامات ناروا را که بر من وارد کردند، از خود میترسیدم که مبادا روح و ذهنم آلوده به گناه کینهورزی و انتقامجویی گردد. زیرا در چنین حالات میتواند انسان دستخوش وسوسهها گردد و آتش انتقام در وجود او زبانه کشد.
رفیق کشتمند در یک محکمه به اصطلاح انقلابی و به صورت غیابی به اعدام محکوم شد، اما حوادث ششم جدی مانع فرصت رژیم برای اجرای حکم اعدام وی شد.
رفیق کشتمند می نویسد:
«پس از آنکه خبر حکم اعدامم را شنیدم، هر شب لحظه شماری میکردم که بیایند ومرا برای اجرای حکم ببرند اما با خود پیمان بسته بودم که حین بردن پاهایم نلرزد به همین جهت شبها تا ساعت سه- چهار صبح بیدار میماندم که مبادا سرزده وارد شوند و من از خواب بپرم و حرکت نادرستی از من سربزند.»
بعد از سقوط رژیم فاشیستی امین،رفیق کشتمند از زندان رها و به تدریج به عنوان رئیس رادیو و تلویزیون، معاونت صدراعظم، وزیر پلان و در نتیجه برای اولین بار در تاریخ افغانستان به عنوان یک هزاره به سمت نخستوزیری افغانستان رسید. او که خود یک اقتصاددان بود، طرحهای زیربنایی و ساختار اقتصادی چندی از جمله اصلاحات ارضی، سیستم کوپنی، توسعه آموزش، گسترش برنامههای بهداشت و خدمات عمومی را به مرحله اجرا گذاشت. این در حالی بود که دولت با وحشیگری های اشرار بی فرهنگ این سو و آن سو دست و پنجه نرم میکرد.
با کودتای پلینوم 18 رفیق کشتمند پست صدراعظمیاش را حفظ کرد و در مجموع به مدت هشت سال در این سمت خدمت کرد. او در جلد سوم کتاب خاطراتش به صورت مفصل اقدامات اقتصادی و اجتماعی و میزان توسعهی کشور را در این دوره شرح داده است.
در سال 1991او از این مقام برکنار شد و به عنوان معاون اول رئیس جمهوری منصوب شد. اما روشن بود که روابط او و نجیبالله به تدریج تیره میشد. پس از چندی او از معاونت هم برکنار شد و برای مدت شش ماه در شوروی اقامت گزید. علی رغم عدم تمایل نجیبالله او به افغانستان بازگشت و در سال 1992 هنگام شرکت در یک مجلس فاتحه هدف حمله قرار گرفت که از ناحیه جمجمه به شدت مصدوم شد و برای مداوا به مسکو منتقل شد. در این رابطه رفیق کشتمند معتقد است:
«من منشا قومی و خانوادگی خویش را به عنوان یک فرزند هزارهی شیعه آشکارا ابراز میداشتم و نخستین صدراعظم در تاریخ کشور از میان این ملت تحت ستم ملی و تحت تبعیضنژادی ملی و مذهبی بودم؛ ولی به گمان من این امر نمیتوانست تا آن حد موجب تحریک، حسادت و رقابت دیگران گردد که تلاش عمل آید تا بر ضد من دسیسه وتوطئه سازمان یابد.»
رفیق کشتمند از سال 1992 تا اکنون به عنوان پناهنده سیاسی در لندن زندگی میکرد. صرف نظر از صحت و سقم اندیشهها و عملکردهای او در تاریخ افغانستان، زندگی شخصی و سیاسی او از این حیث ارزش مطالعه را دارد که او به عنوان یک فرزند هزاره و محروم توانست سنتشکنی کند و برای مدت دهسال در دو دوره به عنوان صدراعظم افغانستان فعالیت کند.
مسئلهای که او به آن افتخار میکرد.
هيأت اجرائيه کميته رهبری نوين حزب دموکراتيک خلق افغانستان(حزب زحمتکشان افغانستان)، ازدست دادن رفیق سلطانعلی کشتمند را، يک ضايعه بزرگ دانسته؛ درگذشت اين رفيق همزرم خويش را به همه رفقا، دوستان و کلیه رهروان راه آزادی، صلح، دموکراسی، عدالت اجتماعی و اعضای محترم فاميلش تسلیت گفته به فرزندان و دیگر اعضای خانواده ی این انقلابی نستوه،استواری و شکیبایی بيشتر ازاين اندوه بزرگ را آرزو می نمايد.
روان رفيق کشتمند عزيز شاد؛ نام، یاد و خاطراتش همیشه گرامی باد!
هيأت اجرائيه ی کمیته رهبری نوین
حزب دموکراتیک خلق افغانستان
(حزب زحمتکشان افغانستان)